فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٨١ - دليل بر خير محض بودن وجود
شرح فارسى:
توضيح
دليل اوّل مصنّف مضمون مصراع اوّل بوده و آن اينستكه:
وجود اصل و مركز تراوش هر امرى خيرى است، پس خود آن بايد خير
محض باشد چه آنكه بديهى است كه فاقد شيئ معطى شيئء نمىتواند باشد.
حتّى وضوح و روشنى اين مسئله تا حدّى است كه حكماء مسئله خير
بودن وجود را امر بديهى دانسته و فرمودهاند كه اثبات آن محتاج به اقامه دليل و
برهان نيست.
و بسيار آشكار و هويدا است كه امور اعتبارى شرافت و خيرى
بالذّات در آنها نمىباشد پس از اين دليل انّى كشف مىكنيم كه وجود امر
اعتبارى نيست.
دليل بر خير محض بودن وجود
امّا دليل بر اينكه وجود خير محض است:
گرچه طبق گفته حكماء اينمسئله امر بديهى است و بديهيّات محتاج به
دليل نيستند امّا در عين حال توضيحا و تشريحا مىگوئيم:
در تعريف خير گفتهاند:
خير عبارتست از چيزى كه طبع و اراده بآن متمايل باشد در مقابل شرّكه
طباع و ارادات از آن گريزان مىباشند.
مسلّم و قطعى است كه تمام اشياء حبّ درونى آنها باين است كه در
حيّز اضائه وجود واقع شده و از زندان ظلمت ماهيّت رها گردند و اشاره بهمين
معنا است: حديث شريف قدسى كه مىفرمايد:
كنت كنزا مخفيّا فاحببت ان اعرف، فخلقت الخلق لكى اعرب.
گنج نهانى بودم، پس دوست داشتم شناخته شوم، پس خلق نمودم
بندهگان را تا شناخته گردم.